عروسی عمو محمد در شازند اراک بود و ما مجبور شدیم بریم اونجا با عمه شهره و عمو و عزیز تو ترمینال قرار گذاشتیم تا چند نفر با ما بیان و بقیه با ماشین دیگه وتو هم یک دنده که من با سیاوش میام خلاصه عزیز و سیاوش با ما بودن و بقیه هم یه پژو کرایه کردن و رفتیم خلاصه سر وقت هم  رسیدیم و شام شازند بودیم .

عروسی هم خوش گذشت و توتامیتونستی شیطونی کردی و طبق معمول اصلا حرف منو گوش نمیدادی .و حسابی سیاوش را اذیت کردی خدارو شکر که سیاوش بود زمانی که ساوش با ماست من اصلا نگران تو نیستم چون میدونم هواتو داره منم از این موقعیت استفاده کردم با عمه شهره رفتم آرایشگاه و از بابت تو هم خیالم راحت بود . طبق معمول با عکس گرفتن مشکل داری و من با دردسر ازت عکس میگیرم.

 

 اینم عکست که داری با دوستت میرقصی

فرازو سیاوش

هدیه خاله زهراکه برات آورده بود و تو شازند بهت داد

عکسای زیر هم مربوط به شیطنتهات توی ماشین موقع برگشت از شازندکه همه را عاصی کرده بودی.

در حال خرید در مهتاب

 

 

/ 0 نظر / 8 بازدید