دهه اول محرم مامانم روضه داره و من و فراز هر بعدظهرمی رفتیم اونجا .اداره من هم به خاطر تعمیرات کارخانه تولید متوقف شده بود و تا حدودی بیکار بودم و بعدازظهرها زودتر تعطیل می شدم و میومدم خونه و فراز از این بابت خیلی خوشحال بود .

تکیه مامان پروین

خرابکاری آقا فراز (پودربچه)

عزیز هم از هفتم محرم اومد خونمون صبحها با فراز می رفتن پارک و بعدازظهرها هم خونه مامان پروین روضه تا من هم از سرکار بیام اونجا.

ماشین قرمز هدیه خاله لیلاو ماشین زرد را هم خودم برات خریدم تا توی میهمانیها سرت با ماشن خودت گرم بشه ماشینها راهم بهت نشون ندادم تا برات تازگی داشته باشه

هدیه عزیز

شب تاسوعا خونه عمو حسن بودیم برای حلیم و فردا ظهر باهم رفتیم غذای نذری خوردیم و شب هم برای کمک نذری فراد شب عمو حاجی رفتیم اونجا همه بودن و طبق هر سال جگر درست کردن. تو هم اصلا دوست نداشتی و اون شب هم مثل بقیه شبها با بهانه گیریهات منو اذیت میکردی هر اسباب بازی که بهت میدادم نمی خواستی و  اسباب بازی پویا و سالار را میخواستی هرچند که اسباب بازی خودت از اونها بهتر بود بازهم اذیت میکردی .

 

ناهار ظهر عاشورا رفتیم خونه یکی دیگه از عمو هام و شب هم ماندیم خونه وجایی نرفتیم . تواین مدت هر جا میرفتیم عزیز هم باهامون بود.و بابا شهرام خونه بود.

عزیز چهارشنبه بعداز ظهر رفت خونه عمو محمدت .

پنجشنبه با خودم بردمت سرکار اونجا کلی بهت خوش گذشت و همش میگفتی بازم منو ببر سرکارت تا تونستی تو اینترنت بازی ان لاین می اوردی و بازی میکردی .ظهر هم رفتیم خونه عموعلی اونجا هم عمه مهین سفره داشت و شب هم نذری بود دوباره اونجا هم با شیطنت بازیهات گذشت .

جمعه ناهار و شام هم خونه ایی محمود بودیم .

مسواک جدیدت