جمعه همه خونه عمو حسین دعوت داشتیم آخر شب با بچه ها رفتیم هیات ببینیم موقع برگشتن با عمو حاجی اینها رفتیم چای خوردیم و فراز خیلی از این حرکت خوشش اومده بود و همش یاد اون روز را میکرد آخه اون شب با ماشین بابا اینها اومده بودیم و فراز عشق ماشین پدر جونش را داره .

از راست به چپ(آتنا،فراز،مهسا،ریحانه ،صبا،امیرمحمد،فربد،محمدحسام)



دوشنبه بابا شهرام بخاطر کار اداری مجبور شد بره سمنان فراز هم باهاش رفت منم بعد از اداره رفتم هفت حوض و براش میکرو فون خریدم یه چند روزی بود همش بهم می گفت براش میکروفون بخرم بالاخره امروز موفق شدم از وقت استفاده کنم براش بخرم شب بهش زنگ زدم و بهش گفتم براش خریدم که دیگه تا صبح خوابش نبرده بود و به باباش می گفت بریم پیش مامان البته منو نمی خواست . فراز به میکروفون میگه میکوف


سه شنبه شب خونه عمو حسن بودیم فراز و باباش هم شب رسیدن تهران و یک راست اومدن اونجا بعد از شام به عشق میکروفون زود اومدیم خونه و فراز چند ساعتی با هاش شعر خوند.

نیمه شب فراز اورد بالا من کلی نگرانش شدم  آخه دیشب هیچی نخورده بود  و همش از غذای ظهرش بود که تو سمنان خورده بود صبح بردیمش دکتر و گفت ویروس جدید که بچه ها میگیرن و میوه خام نباید بخوره تا میتونه  آبمیوه بخصوص آب هویج بخوره فراز که اصلا اهل خوردن نیست با کلی دردسر یک لیوان آب هویح و یک لیوان آب پرتقال و لیمو شیرین  بهش دادیم  ظهر موندیم خونه تا کمی استراخت کنیم ساعت ٢ بعدظهر رفتیم خونه مامانم برای روضه  بعد از اونجا رفتیم خونه عمو حاجی برای کمک کردن (نذری فردا) همه بودن شب هم آقا سالار گاز محکمی از لپ فراز گرفت که جای دندوناش موند بچم دلش از حال رفت و دیگه تا موقع رفتن بیحال شده بود .  اینم عکس گاز سالار

صبح فراز را بردم بیرون تا هیات ببینه که زیاد خوشش نیومد و گفت بریم خونه و زود برگشتیم خونه .بعد از ناهار خوابید دیگه دلم نیومد بیدارش کنم و خودم تنها رفتم روضه خونه مامانم تو اونجا بودم که فراز بیدار شده بود و باباش اوردش پیشم از اونجا هم رفتیم خونه عمو حاجی دوباره فراز با پویا کلی شیطونی کرد  سالار بیچاره را از برنامه دیشب کلی دعوا کرده بودن و مواظبش بودن بچه ها رو اذیت نکنه .

 روضه خونه مامان پروین






جای گاز سالار روی لپ فراز